Tuesday, March 31, 2009

آقای ده نمکی شما هم بخوانید

من که زمان جشنواره هیچ فیلمی را ندیده بودم. فقط توصیفات فیلمها را خواندم و شنیدم. شب عیدی رفتم فیلم اخراجی ها را ببینم. بیشتر قصدم این بود که ببینم می توان باور کرد امثال ده نمکی ها تغییر کنند یا به قول خودش عوض شوند.

دوست نداشتم فیلمش را ببینم. از خنده های مضحک و بی معنی مردم بدم می آمد. از صدای شریقه خنده دختر پشتیم که حتی به صحنه های شیمیایی هم می خندید بدم می آمد. خیلی می خندیدند چون شنیده بودند این فیلم خنده دار است. وگرنه در آن صحنه ها نمی شد خندید. چرا، چند باری به آن معتاد فیلم من هم خندیدم. ولی نه به همه فیلم.
فیلم نه فیلمنامه درست و حسابی داشت و نه بازی چشمگیری. من نمی دانم چرا مردم این همه جوگیر می شوند. ده نمکی خواسته بود همه چیز جنگ را بیاورد در یک فیلم . از شیمیایی تا حضور تانک در بیمارستان تا بمباران. صحنه های مصنوعی جنگی با کیفیتی پایین. پرش های بی معنی. تحولی بی معنی تر و گنگ تر . انصافا نمی دانم ده نمکی انتظار داشت کدام بازیگر سیمرغ بگیرد. شاید تنها چیزی که بشود درمورد آن گفت سوژه فیلم بود. اگر کس دیگری ساخته بود ،‌امثال ده نمکی می ریختند و فیلم را از پرده سینما پایین می کشیدند. ( که کم این کار را نکردند ) اما چون خود آقای ده نمکی فیلم را ساخته بود کسی نبود که بر او خرده بگیرد.
من نتوانسته ام امثال ده نمکی را ببخشم. حتی اگر با فیلمش مرا بخنداند. من شب کوی دانشگاه تهران را فراموش نمی کنم. من آن روزی که مغول وار حمله کردند و همین آقا در تحریک و تهییج یک مشت جوان احساساتی نقش داشت را فراموش نمی کنم. من عزت ابراهیم نژاد را فراموش نمی کنم. من آن جوان شاگرد اول رشته پزشکی را که اتفاقا بیشتر نزدیک به بسیج دانشگاه بود را فراموش نمی کنم، هم اویی که با یک “یا زهرا” چشمش را از کاسه در آوردند. من اتاقهای سوخته و کتابهای پر پر شده را فراموش نمی کنم. من قرآن های پاره شده بچه های کوی را فراموش نمی کنم. من دانشجوهای امیدواری که بعد از ان دچار سرخوردگی شدند را فراموش نمی کنم. من نمی توانم فراموش کنم که چقدر تلاش کردیم تا روزهای بعد از آن آرام باشد. آن زنجیره های انسانی،‌آن سخنرانی های کذایی و آن دیدار نامبارک را فراموش نمی کنم. من ضربه باتوم را بر دست دختری که در خیابان امیرآباد داشت از دست وحشیان فرار می کرد ، فراموش نمی کنم.
پس چطور می توانم ده نمکی و امثال او را فراموش کنم. کسانی که بزرگترین هدیه که همان امید بود را از دل هزاران جوان گرفتند. خود آقای ده نمکی باید پاسخ بگوید که امثال من چگونه باید آن صحنه ها را فراموش کنیم. آیا ده نمکی حاضر است فیلمی بسازد و این جنایات را که از نزدیک شاهد آن بوده به تصویر بکشد. آیا برادر ده نمکی دیروز و کارگزدان امروز حاضر است فیلمی بسازد که نشان دهد نتیجه آن جنایت تنها شد ریش تراشی که دزدیده شد، در خیل ان همه اتاق آتش گرفته. آیا آقای ده نمکی حاضر است به تصویر بکشد که جنایتی انجام شد و مجریان فیلمساز شدند اما بی گناهانی که سند مظلومیتشان را بلند کرده بودند به زندان افتادند.
آقای ده نمکی خود شما پاسخ دهید آیا حاضرید چنین فیلمی بسازید؟ چون اگر کسی بتواند،‌ قطعا او شما هستید. هم مطلع تر و هم اینکه کسی نیست که به شما گیر بدهد. راحت تر حقتان را می
گیرد. فریادتان هم بلند تر است.

نه من این فیلم را دوست نداشتم. نه فقط چون فیلمسازش را دوست نداشتم. دلایل دیگری هم بود.
اما توان و تحمل خنده های حاضرین در سینما را هم نداشتم.
اصلا احساسی هم نمی نویسم. هر کس سال ۷۸ را بخاطر دارد. هر کس صحبتهای بعدی امیر فرشاد را خواند. هر کس با دکتر رهامی نشست. هرکس خواهر داغدار عزت ابراهیم نژاد را دید،‌دیگر کوی دانشگاه را فراموش نمی کند. بماند اینکه ما در جایگاه انجمن دانشگاه تهران وقتی راوی حادثه شدیم،‌به عنوان دروغگو از درها هم رانده شدیم.
آقای ده نمکی شما دین بزرگی به گردن دانشجویان دارید. اگر اصرار دارید ابزارتان عوض شده بسم الله. هرچه مدرک هم از این جنایت خواستید می توانید در دل و خاطره بچه های کوی دانشگاه و بچه هایی که آن روز آنجا بودند، پیدا کنید. باور کنید مدرک بسیار است.
خیلی با خودم کلنجار رفتم این جمله را ننویسم و مودب تر باشم. اما می نویسم. در مصاحبه ای شنیدم که آقای ده نمکی می گفت خوب است آدمها عوض شوند ولی ای کاش عوضی نشوند. می پرسم در
مقابل عوضی هایی که ادعای عوض شدن دارند،‌چه باید کرد

مسعود ده نمكي در گفت وگو با ايسنا: علاوه بر عاملان قتلها ، بايد كساني كه به تخريب وزارت اطلاعات و نظام پرداختند نيز به پاي ميز محاكمه كشانده شوند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران


سرويس: سياسي


« حذف معاندين » جزو برنامه‌ي نظام‌هاي مختلف دنياست كه از راه‌هاي گوناگون صورت مي‌گيرد. در مورد افرادي كه نامشان در پرونده‌ي قتلهاي زنجيره‌اي مطرح است ( متهمان ) نيزـ به دور از گرايشهاي سياسي ـ بايد گفت به وظايف قانوني خود يعني « حذف معاندين » عمل كرده‌اند.

مسعود ده نمكي، سردبير نشريه‌ي « صبح »، در گفت و گو با ايسنا، با بيان اين مطلب افزود: در يك سيستم، همان طور كه عده‌اي مشغول جمع‌آوري اطلاعات هستند، عده‌ي ديگري هم مامور حذف دشمنان مي‌باشند و معمولا از دسته‌ي دوم كه زحماتشان بيشتر از سايرين است، كمتر تقدير و تشكر مي‌شود.

وي گفت: به تعبير مقام معظم رهبري، مقتولان پرونده، از دشمنان بي‌خطر نظام بودند. نكته‌ي مهم اين است كه عاملان قتلها، در سيستم حذف معاندين، اولويتها را در نظر نگرفتند وگرنه رهبر معظم انقلاب ، به جاي « دشمن بي‌خطر » تعبير بهتري را به كار مي‌برند ، چرا كه حذف دشمن بي‌خطر، فايده‌اي نداشت و فقط حربه‌اي شد در دست عده‌اي كه مي‌خواستند به هدفشان برسند.

ده نمكي، با تاكيد بر حفظ امنيت ملي، تصريح كرد: بحث امنيت ملي، فراتر از جناح و جريان خاصي است و به هر حال هزينه‌هايي هم لازم دارد. حال اگر وزارت اطلاعات، به اشتباه، چند نفر دشمن بي‌خطر را حذف كرده، ديكته‌ي نانوشته كه غلط ندارد، اين همه جوان در كارخانه‌هاي مهمات سازي، به خاطر بروز اشتباهي، به شهادت رسيدند، حالا چهار نفر دشمن بي‌خطر هم به خاطر تحليل نادرست و يا سو مديريت وزارت اطلاعات، حذف شدند، همه‌ي اينها دليل نمي‌شود كه نيروهاي اطلاعات را بي‌انگيزه كنيم.

وي در ادامه گفت: قبل از وقوع قتلهاي زنجيره‌اي و پيش از دوم خرداد، امنيت حاكم بر جامعه اجازه نمي‌داد كه منافقين به راحتي وارد تهران شده و مقر وزارت اطلاعات را هدف گلوله و خمپاره قرار دهند و سپس در كمال آرامش و سلامت، به آغوش صدام بازگردند اما امروز مي‌بينيم كه آنها به آساني دست به اين عمل مي‌زنند.

سردبير نشريه‌ي توقيف شده‌ي « جبهه »، سپس با بيان اين پرسش كه « اصلا بايد ديد مي‌توان بر اين قضيه، نام « قتل » نهاد يا خير؟ » افزود: دشمن را - چه با خطر و چه بي‌خطر - مي‌توان كشت، اما اين امر، زمان و برنامه لازم دارد و نبايد خودسرانه عمل كرد. اتفاقا در صحنه جنگ، خطر دشمن در حال پدافند از دشمن در حال حمله كمتر است.

وي همچنين گفت: درباره‌ي اين مقوله كه آيا مقتولان پرونده، جزو شهروندان عادي بوده‌اند يا جزو شهرونداني كه دشمن نظام به شمار مي‌رفتند، قوه‌ي قضاييه بايد اعلام نظر كند و تصميم بگيرد و البته در كنار اينها، بحث كارشناسي هم لازم است.

ده نمكي، با اشاره به بحث دريافت فتوا كه درباره جريان قتلهاي زنجيره‌اي مطرح شده بود، اظهار داشت: در مورد جريان فتوا در قضييه قتلها، عده‌اي با تبليغاتشان، شانتاژكاري كرده و هدفشان، تسويه حساب با همكاران قديمي، شكستن ابهت وزارت اطلاعات، حذف وزير وقت، به دست گرفتن وزارتخانه با استفاده از تبليغ ناكار آمدي مديريت پيشين و تحميل مديريت جديد و نيز منفعل كردن وزارت اطلاعات در برخورد با تجديد نظر طلبان با استفاده از ايجاد توهم از متهم شدن به جريانات قبلي بود.

ده نمكي در ادامه پيرامون چگونگي روند پيگيري پرونده‌ي قتلها، اظهار داشت: اگر منظور از قتلها، همين تعداد يعني 4 نفر ( فروهرها، مختاري، پوينده ) باشد، پرونده، جريان و روال عادي خود را طي كرده است. به هر حال در بررسي پرونده‌ها بايد همه‌ي جوانب را در نظر داشت، چرا كه عده‌اي معتقدند پرونده قتلها، ناقص است و قتلها به اين 4 نفر ختم نمي‌شود كه البته هدف عده‌اي از آنها، زير سئوال بردن عملكرد 20 ساله‌ي نظام است و از طرفي هم برخي عقيده دارند كه « سعيد اسلامي » هيچ نقشي در قضيه‌ي قتلها نداشته و عكس او را به ديوار اتاقهايشان نصب كرده‌اند و به او عنوان « شهيد » داده‌اند.

سردبير نشريه‌ي « صبح » در پايان، با بيان اين كه دو قوه‌ي مجريه و قضاييه، در جريان پيگيري پرونده، اختلاف نظر داشتند، اما به نظر مي‌رسد روالي كه اكنون طي مي‌شود، مورد توافق هر دو قوه است ، افزود: قوه قضاييه در رسيدگي به پرونده بايد اين نكته را در نظر داشته باشند كه اگر قرار است كساني كه بر اثر اشتباه استراتژيك، قتلها را صورت دادند، محاكمه شوند، عده‌اي كه به تخريب وزارت اطلاعات و نظام پرداختند ، نيز بايد به پاي ميز محاكمه كشيده شوند ، چرا كه اين افراد، دستگاه اطلاعاتي نظام را تهديد كرده، باعث دلسردي نيروهاي آن شدند و در صورتي كه اين گونه عمل نشود ، رسيدگي به پرونده، روند ناقصي را طي كرده است.

Monday, March 30, 2009

چرا فیلم های ده نمکی، پر فروش هستند؟

مسعود ده نمکی رو حتما می شناسید، عامل فشار دیروز و کارگردان امروز. گفته میشه که فیلم اخراجی های دو، توانسته رکورد فروش در یک روز رو بشکند، به نظر شما علت این رکورد شکنی چه بوده؟ آیا فیلم اخراجی های دو، فیلمی بی نظیر بوده؟ کارگردانش، کارگردانی بی نظیر بوده؟ بازیگرانش، بازیگرانی بی نظیر بودند؟ یا….

فرض کنید ده نفر رو برای یک مسابقه ی دو ماراتن انتخاب می کنند، در این دو ماراتن، دونده ها بایستی با دستانی بسته بدوند چون قانون مسابقه چنین است. یک نفر از این ده تن فردیست که چلاق مادرزاد است و در حالت عادی هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد اما به سبب رابطه ای که با مسئولان برگزاری مسابقه دارد به وی اجازه داده می شود که با دستانی باز بدود. در نهایت این شخص علیرغم چلاق بودن در این مسابقه نفر اول می شود زیرا دستان سایر دونده ها بسته بود.

جواب سوال بالا خیلی راحت است، جناب ده نمکی فاقد هرگونه فاکتوریست که برای یک کارگردان خوب لازم است، ایشان نه تحصیلات سینمایی دارند، نه فردی نابغه هستند، نه فکری باز و روشن دارند، نه شخصیتی برجسته دارند و نه هیچ چیز دیگری، ایشان فقط و فقط به این خاطر فیلم شان فروش می کند که دستان شان برای انتخاب دیالوگ ها باز است، دیالوگ هایی که هر کدام شان می تواند باعث توقیف یک فیلم شود. زمانی میشود به ایشان نمره داد که دستان سایر کارگردانان نیز باز باشد.

من نه تحصیلات سینمایی دارم و نه تاکنون فیلمی ساخته ام اما به جرات می گویم که اگر آزادی عملی که به دهنمکی داده شده رو به من هم بدهند با وجود چلاق بودن! قادر خواهم بود رکورد فروش در یک روز رو بشکنم

http://gameron.wordpress.com/2009/03/22/dehnamaki/

مسعود ده نمكي از رهبران اصلي انصار حزب اله در حمله به دانشجويان

عزت ابراهیم نژاد در حال طی دوران حدمت نظام وظیفه در ستاد مشترک سپاه پاسداران در تهران بود که برای دیدن دوستان خود به خوابگاه کوی دانشگاه تهران میرود و بدین دلیل در هنگام یورش به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه تهران بوده‌است. برادر وی پیرامون چگونگی قتل می‌گوید
انصار حزب‌الله عقب‌نشینی می‌کردند، نیروهای‌شان را آماده می‌کردند و دوباره حمله می‌کردند. دقیقاً جریان کشته شدن عزت را بخواهم برای‌تان بگویم باید اشاره کنم که ما کسی را که ضربه نهایی را زد، به دادگاه هم احضار کردیم اما متاسفانه دادگاه او را قبول نکرد، ولی ما همچنان بر روی حرف خودمان هستیم.زمانی که عزت را زدند، جلوی همان درب اصلی کوی دانشگاه، بین دانشجوها بود. یک لحظه او را می‌کشند کنار. یعنی سه چهار نفر می‌ریزند روی او و بچه‌ها که از دور داشتند نگاه می‌کردند دیدند ریختند سر عزت و با باتوم و زنجیر به جانش افتادند.چون قوزک پای عزت شکسته بود، زمانی که جنازه را آوردند، ران و دقیقاً کتف و دو دست او شکسته بود، فیلم آن هم هست دقیقاً. تمام پشت بدن او همه جای زنجیر بود.دانشجوها موقعی که دیدند دارند او را می‌زنند، یک دفعه حمله کردند. متاسفانه یک کمی دیر عمل کردند و یکی از آن‌ها اسلحه را درآورد و دقیقاً از همان فاصله یک متری شلیک کرد به سر او که به چشم چپش اصابت کرد و وارد ناحیه مغز او شد. لحظه‌ای که این اتفاق برای او افتاد، دقیقاً ده دقیقه به هفت بود
خانواده قاتل وی را شناسایی و به دادگاه معرفی کردند. همچنین یکی از شاهدان قتل نیز با حضور در کمیسیون اصل نود مجلس مشاهدات خود از قتل وی را بیان داشت. دادگاه بدون حضور خانواده عزت ابراهیم نژاد، همه متهمین را تبرئه کرد. خانواده عزت ابراهیم نژاد همچنین از پلیس و شبه نظامیان انصار حزب الله نیز به دادگاه نظامی شکایت کردند که هیچگاه به نتیجه نرسید و خانواده او برای عدم پیگیری قتل وی توسط نهادهای امنیتی تحت فشار قرار گرفتند. دادگاه انقلاب هم نیروهای انصار حزب الله و هم عوامل پلیس را تبرئه کرد و تنها یک سرباز بدلیل دزدیدن ریش تراش محکوم شد
در عین حال، خود او پس از مرگ توسط دادگا انقلاب بدلیل شرکت در اعتراضات
و سنگ شعار دادن و مقاومت علیه نیروهای انصار حزب الله به اقدام علیه امنیت ملی محکوم گردید

انتشار مطلبی توهین آمیز در وبلاگ شخصی مسعود ده نمكي باعث شد تا خانواده عزت ابراهیم نژاد برخی اطلاعات خود پیرامون قتل وی را منتشر کنند که حاکی از دست داشتن ده نمکی و مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر در قتل وی است
در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه‌ای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند

قسمتي از صحبت مزدور ده نمكي در وبلاگش در مورد زنده ياد عزت ابراهيم نژاد را از اينجا بخوانيد

این روزها مردم تهران دست در دست ده نمکی شاد شادند، شادی حق شماست، چه کار دارید که چگونه شاد میشوید!

جماعت فراموشکار تهران این روزها با خرید بلیط فیلم "اخراجیهای 2" کمکهای نقدیشان را به شخص دهنمکی تقدیم میکنند. این جماعت آنقدر مشتاق هستند که در صف میمانند و یا تا 4 صبح برای دیدن فیلم انتظار میکشند. هر چه باشد قطعا این پولها در جهت افکار ده نمکی بهره برداری میشود. خوش باشید و شاد. شادی حق شماست چه کار دارید که چگونه شاد میشوید ؟ روزی به تماشای شلاق زدن و اعدام میروید و مستانه عربده میزنید و روزی هم به تماشای فیلم ده نمکی رفته و قهقهه هایتان به گوش میرسد!

مسلما تغییر مسئله پسندیده ای هست و افراد زیادی رو داریم و داشتیه ایم که تغییر میکنند. در عین حال در مورد ده نمکی 2 مسئله وجود دارد:
1-اصلا آیا چنین تغییری اتفاق افتاده؟ ملاک این تغییر چیه؟ چه چیزی از ایشون دیدین و شنیدین که این تغییر رو نشون بده. در عوض ما دلایلی دایم که این تغییر اتفاق نیوفتاده. که واضحترین مسئله ای که میتونیم به صورت دم دستی بهش اشاره کنیم همین تبلیغات همه جانبه ایه که صدا و سیما در این روزها برای این فیلم به راه انداخته.
2- نمیشه از زیر بار مسئولیت کردار و رفتار گذشته شونه خالی کرد. بعضی وقتها شما عملی رو انجام میدی که اثرات سو اون تا مدتها موندگاره.

من بعضی کامنتهای قابل توجه رو که بعضی دوستان در بالاترین قرار دادن رو اینجا میزارم:

Porsche:

به خاطر جنگ و جبهه کسی مخالف ایشون نیست
بخاطر شرکت داشتن تو جنایت 18 تیر و مزدوری امثال مصباح و احمدی نژاد و .... هست که مورد تنفره
ایشون هیچوقت اظهار ندامت نکرده و برنامه های تلویزیون و مخصوصا اون برنامه ای که سعی میکرد به تماشاگر بقبولونه که ایشون واقعا کارگردان هستن! نشونه پایداری چماقداری در وجودشونه
حالا هم شده چماقدار تو سینما
قبلش هم یه لات بود که هفته نامه منتشر میکرد به سبک لاتی و مزدوری
اشتباه نکن ایشون تغییری نداشتن که بشه راجع بهش اصلا این بحث ها رو کرد
امثال این مزدور بودن که باعث شدن دموکراسی تو ایران پا نگیره

الان گرسنگی مردم و جون دادن جوونهای کراکی و مردن بیخانمانها از سرما دقیقا تقصیر امثال ایشون و اربابهاشونه

حتما اینجا رو بخونین!
http://www.2vominbande209.blogfa.com/post-172.aspx

از وقتی فيلم ده نمکی رکورد فروش رو زده ,شبها راحت میخوابم!

…اینو جدّی میگم…..جدّی جدّی…..از وقتي شنيدم مردم چطور واسه ديدن فيلم این بابا ,ده نمکی , از سرو کول هم بالا ميرن ديگه شبها راحت کپّه مرگمو میذارم!.ديگه خيالم از بابت این مردم راحت شد.
آقاجان… این ملّت دلش نميخواد به اون چيزائی که من و تو ایده آل میدونيم فکر کنه…زوره اخوی!!…این مردم ديگه نيازی به جوش زدن های آدمای زوار در رفته ای مثل من و شما ندارن که شبها هم تنها کاری که میتونن بکنن اینه که بخاطر فکر کردن به مشکلاتی که هموطنانشون دارن يخورده ديرتر به خواب برن….والا ما کسی نيستيم که فکر کردنمون خيلی چيز مهمی باشه ولی تا حالا فکر ها خودشون می اومدن و ما هم استقبال میکرديم….از این به بعد ديگه خلاص!
این ملّت میخواد حال کنه…حاليته رفيق؟… همين الان هم میخواد حال کنه…..واسشم مهم نيست که واسه يکی دو ساعت شنيدن مزه پرونی ممکنه چه چيزائی زير پا گذاشته بشه واز بين بره …واسش فرقی نداره که کارگردان این چند سا عت کيه و چه بلائی سر دوستا و برادراش آورده….گور بابای هيجده تير!…گور بابای دانشجوهای زندانی!…گور بابای آينده!…گور بابای ما و شما!….
ول کنين آقا!…ول کنين ملّت رو بذارين حال کنن..بذارين با ديدن شيکم قلنبه حاجی شريفی نيا و شيميائی زدن امين حيائی قهقهه سر بدن……چه فرقی داره واسشون که پشت پرده کيه؟…چه فرقی داره واسشون که بدونن این بابا يکبار هم محض دلخوشی به گذشتش…به کتک زدن جيگر گوشه های همين مرز و بوم…..به تيغ زدن بدن رنجور دانشجوهای مظلوم وخيلی کارای ديگش با ديده ترديد نگاه نکرده…مگه فرقی داره که جيب کی داره پر ميشه؟….مگه فرقی داره تا سالها اسم يه همچين عنصری بعنوان کارگردان پرفروشترين فيلم تاريخ سينمای ایران سوهان روحمون بشه؟… اصلا مگه اینا مهمه؟….مهم منزل رسوندن منزل حاجی شريفی نياست که از خنده ريسه برن واسش…
حالا این ملّت بياد عيدشو خراب کنه و نره فيلم همچين کسی رو تو سينما ببينه که چی بشه؟ …..نه…خدا وکيلی واسه چی؟.. .واسه احترام به میر صيافی وبلاگ نويس که واسه نوشتن راجع به مشکلات همين ملّت قدرشناس جنازش بعنوان عيدی به خانوادش تحويل داده شد؟…واسه دانشجوهائی که کارگردان این فيلم و هم پالکی هاش بجرم طلب کردن حق همين جماعت کشتن و اینداختن زندان؟..عزّت ابراهيم نژاد؟…کی هست اصلا؟!…..بريم آقا…بريم کناربذاريم يخورده باد بياد!
این جما عت واسه يه لحظه ادا اطوار ديدن همه چی يادشون میره اونوقت شما از این ملّت انتظار تحريم و مبارزه و این حرفا رو داشتين….هه هه هه….خنديدم خودشم از نوع بدجوريش!
برين آقا…..برين بذارين ما هم يه شب بی دغدغه بخوابيم و غم ملّتی رو که دوست نداره کسی غمشو بخوره, رو نخوريم!…..ای خدا…چه حالی میده اینجور خوابيدن…بقول شا عر: برندارد سر ز بالين هرکه بيدارم کند…شب همگی خوش….!

پ.ن1:
من اخراجی های يک رو فقط ديدم ..اونم با قلبی آرام و دلی مطمئن و بدون ذره ای درد وجدان دان لود کردم و ديدم!

پ.ن2:
والا من هيچوقت نمی گفتم این جما عت و هميشه میگفتم ما جما عت…ولی ایندفه فرق داره
چون واقعا ما جما عت حد اقل واسه يه همچين چيز مبتذلی رو اصولمون پا نميذاريم…..البتّه شايدم قيمت ها فرق داره!..خدا رو چی ديدین
پ.ن3:
روی سخن من با کسائیه که ميدونن این بابا چه جونوريه وموقع رفتن به سينما ککشون هم نمی گزه


http://hichkihichkas.wordpress.com